خیلی وقته که به وبلاگم سری نزده بودم این روزا خیلی گرفتارم اما هفته گذشته فرصتی دست داد و به سبلان رفتم . به اجبار این که من باید گزارش سفر را بنویسم دست به قلم بردم و ... حالا دوست دارم شما هم بخوانید اگرچه از قدیم گفته تند شنیدن کی بود مانند دیدن اما شاید وسوسه شوید و در صورت داشتن وقت و البته هزینه سری به سبلان بزنید مطمئن باشید پشیمان نمی شوید امتحان کنید !
گزارش صعود به ارتفاع 4811 متری سبلان
ü سه شنبه 1 / 5 / 1387 ، تهران : ترمینال غرب
قرارمان سه شنبه دوم مرداد ساعت 6 عصر مقابل تعاونی 9 در ترمینال غرب بود . با کمی پس و پیش اعضای گروه به ترمینال رسیدند و ساعت 30 : 6 بود که تهران گرم و پر دود را ترک کردیم . شهر های زیادی را پشت سر گذاشتیم : قزوین ، رشت ، آستارا ... اردبیل و سرانجام ساعت 30 / 5 صبح روز چهارشنبه دوم مرداد به مشکین شهر رسیدیم .
ü چهار شنبه 2 / 5 / 1387
شهرستان مشكين شهر در شمال غربي ايران و 839 كيلومتري تهران واقع شده است این شهر در 90 کیلومتری شهر اردبیل و در مسیر تبریز به مغان واقع شده است ارتفاع آن از سطح دریا 1625 متر است . صبحانه در رستوران کوچکی نزدیک پارک جنگلی مشکین شهر صرف شد و 15 /7 صبح به سمت شابیل راه افتادیم . سر راه از آلنی و لاهرود گذشتیم . فاصله لاهرود تا شابیل 30 کیلومتر است .
در کنار جاده ای که به شابیل می رسد در میان کوهها مسیری دیده می شود که به نام نادر باخان معروف است و همان مسیری است که نادر شاه افشار طی کرد تا برای تاجگذاری به دشت مغان برود . در میان مسیر لاهرود تا شابیل ، شیروان دره در سمت راست جاده دیده می شود .
سرانجام ساعت 9 صبح به شابیل رسیدیم . قرار شد وسایل با وسیله نقلیه تا پناهگاه حمل شود . چندین ماشین جیپ وجود دارد که کارحمل و نقل را انجام می دهند . از آنجا که بسیار مایل بودیم طبیعت را از نزدیک ببینیم وسایل را با جیپ به پناهگاه فرستادیم و خودمان پیاده به سمت پناهگاه به راه افتادیم .
پس از طی سه ساعت پیاده روی در کوهستان به پناهگاه شمال شرق رسیدیم . ارتفاع پناهگاه از سطح دریا 3660 متر است . ارتفاع بلندترین نقطه رشته کوه سبلان با نام سلطان ساوالان 4811 متر میباشد . سلطان ساوالان پس از دماوند معروفترین کوه ایران است که دریاچه ای زیبا در قله آن وجود دارد . سبلان با رودها ، یخچالهای دائمی و طبیعت بکر ، نمونه ای است از هنر بی همتای خلاق آن . این کوه بنا به راوایات محل عبادت زرتشت ، پیامبر ایران باستان ، و جولانگاه بابک خرمدین بوده است .
كوهستان عظيم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذري ساوالان خوانده مي شود از كوه هاي متعدد بلندي چون صائين ، نرميق ، قوشه داغ ، و… تشكيل شده است . دامنه هاي اين كوهستان در بخش مركزي از چهارسو به شهرستان هاي مشکين شهر و اهر در شمال ، تبريز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبيل در شرق مشرف مي باشد .
با توجه به اختلاف میان ارتفاعی که تا قله داشتیم ، برای به اصطلاح هوا به هوا شدن و جلوگیری از کوه زدگی حتما می بایست شب در پناهگاه می ماندیم تا صبح روز پنج شنبه به قله صعود کنیم . آن شب باران زیادی بارید خدا خدا می کردیم تا صبح بارن بند آید تا برنامه مان تغییر نکند که خوشبختانه خدا با ما یار بود .
ü پنج شنبه 3 / 5 / 1387
ساعت چهار صبح بیدار شدیم و با صرف صبحانه مختصر ساعت 5 به طرف قله سبلان به راه افتادیم .
سبلان به شكل مخروط زيبائي است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت درياچه اي در آمده است . اطراف اين درياچه در تمام سال پوشيده از برف و يخ است. قله اصلي يا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترين نقطه آذربايجان و پس از دماوند بلندترين قله ايران است.
از جاذبه های طبیعی سبلان عقاب سنگی ، سنگ محراب و قربانگاه است . عقاب سنگی قسمتی از کوه است که دقیقا شبیه عقابی است که نشسته است . اهالی اردبیل همواره از سبلان با احترام و تقدس و به عنوان وجودی معنوی یاد می کنند و آن را منبع خیر و برکت شهر می دانند .
پس از پنج ساعت کوهنوردی و با عبور از کنار سنگ محراب و عقاب سنگی ، ساعت 15 / 10 به دریاچه رسیدیم ؛ این دریاچه در واقع دهانه آتش فشان بوده است که در فصل گرم سال به صورت دریاچه ای زیبا دیده می شود و چشم هر بیننده ای را می نوازد . این منظره بدیع و بی نظیر در ارتفاع 4811 متری از سطح دریا قرار دارد و با دیدن آن تنها چیزی که به ذهن می رسد این است : فتبارک الله احسن الخالقین .
پس استراحت و دیدن مناظر زیبا ، چندین عکس یادگاری گرفتیم تا شاید از طریق لنز دوربین بتوانیم بعضی از لحظات دلپذیر و مناظر زیبا را ثبت کنیم .
کمی بیشتر از یک ساعت آنجا بودیم . هوای قله به شدت متغیر بود ؛ دمی روشنایی آفتاب عالمتاب همه جا را فرا می گرفت و لحظه ای دیگر این مه بود که پیروز می شد و همه جا را سفید می کرد و البته این همه کار به همت بادی بود که مدام در حال وزیدن بود .
سرما و متغیر بودن هوا سبب شد تا ساعت 30 /11 به سمت پناهگاه شرقی سرازیر شویم . یک ساعت بعد در محلی به نام « خسته نباشید » حدود 10 دقیقه استراحت کردیم و سرانجام ساعت 45 / 14 به پناهگاه شرقی رسیدیم . وقت اندک بود پس از صرف ناهار به سرعت آماده شدیم و با جیپ به شابیل رفتیم . یک ساعت در شابیل توقف داشتیم و از استخر آب گرم آن استفاده نمودیم ؛ اگرچه به خاطر سیل دیشب سایر امکانات استفاده از چشمه های آب معدنی طبیعی آن غیر قابل استفاده بود . آب این چشمه های گوگردی در حدود 40 درجه سانتیگراد حرارت دارد و تنها گواه فعالیت آتشفشان خاموش سبلان است و نشان دهنده آخرین فعالیتهای یک آتشفشان است .
بالاخره ساعت 19 سوار مینی بوس شدیم و با گذر از لاهرود و آلنی به مشکین شهر رسیدیم . کمی در پارک جنگلی مشکین شهر ماندیم تا ساعت 30 / 21 سوار اتوبوس شدیم و صبح روز جمعه چهارم مرداد به تهران رسیدیم .


